تبلیغات اینترنتیclose
( خورشید جاودانی )در صبح آشنایی شیرین مان (مشیری)
پیچک (فریدون مشیری)
شعر معاصر پارسی
( )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 20:06 تعداد بازديد : |

فریدون مشیری



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
( خورشید جاودانی )در صبح آشنایی شیرین مان (مشیری) ( ابر و کوچه قسمت (دوم ), )
نوشته شده در تاريخ جمعه 23 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 16:46 تعداد بازديد : 570 |

خورشید جاودانی

 

در صبح آشنایی شیرین مان
ترا گفتم که مرد عشق نئی باورت نبود
در این غروب تلخ جدایی هنوز هم
 می خواهمت چو روز نخست ولی چه سود
می خواستی به خاطر سوگند های خویش
در بزم عشق بر سرمن جام نشکنی
میخواستی به پاس صفای سرشک من
این گونه دل شکسته به خاکم نیفکنی
پنداشتی که کوره سوزان عشق من
دور از نگاه گرم تو خاموش میشود
پنداشتی که یاد تو این یاد دلنواز
درتنگنای سینه فراموش می شود
تو رفته ای که بی من تنها سفر کنی
من مانده ام که بی تو شب ها سحر کنم
تو رفته ای که عشق من از سر بدر کنی
من مانده ام که عشق ترا تا ج سر کنم
روزی که پیک مرگ مرا می برد به گور
من شبچراغ عشق تو را نیز می برم
 عشق تو نور عشق تو عشق بزرگ تست
خورشیذ جاودانی دنیای دیگرم
 

فریدون مشیری

  مشیری

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت