تبلیغات اینترنتیclose
( اشک خدا) صدف سینه من عمری( فریدون مشیری)
پیچک (فریدون مشیری)
شعر معاصر پارسی
( )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 20:06 تعداد بازديد : |

فریدون مشیری



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
( اشک خدا) صدف سینه من عمری( فریدون مشیری) ( ابر و کوچه قسمت (اول), )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 21 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 14:57 تعداد بازديد : 649 |

اشک خدا

 

صدف سینه من عمری
گهر عشق تو پروردست

کس نداند که درین خانه
طفل با دایه چه ها کردست

همه ویرانی و ویرانی
 همه خاموشی و خاموشی

سایه افکنده به روزنها
پیچک خشک فراموشی

روزگاری است درین درگاه
بوی مهر تو نه پیچیدست

روزگاری است که آن فرزند
حال این دایه نپرسیدست

من و آن تلخی و شیرینی
من و آن سایه و روشنها

من و این دیده اشک آلود
که بود خیره به روزنها

یاد باد آن شب بارانی
که تو در خانه ما بودی

شبم از روی تو روشن بود
 که تو یک سینه صفا بودی

رعد غرید و تو لرزیدی
رو به آغوش من آوردی

کام ناکام مرا خندان
به یکی بوسه روا کردی

باد هنگامه کنان برخاست
شمع لبخند زنان بنشست

رعد در خنده ما گم شد
برق در سینه شب بشکست

نفس تشنه تب دارم
به نفس های تو می آویخت

خود طبعم به نهان می سوخت
عطر شعرم به فضا می ریخت

چشم بر چشم تو می بستم
دست بر دست تو می سودم

به تمنای تو می مردم
به تماشای تو خوش بودم

چشم بر چشم تو می بستم
شور و شوقم به سراپا بود

 دست بر دست تو می رفتم
هرکجا عشق تو می فرمود

از لب گرم تو می چیدم
گل صد برگ تمنا را

در شب چشم تو میدیدم
سحر روشن فردا را

سحر روشن فردا کو
گل صد برگ تمنا کو

 اشک و لبخند و تماشا کو
آنهمه قول و غزل ها کو

باز امشب شب بارانی است
از هوا سیل بلا ریزد

 بر من و عشق غم آویزم
اشک از چشم خدا ریزد

من و اینهمه آتش هستی سوز
 تا جهان باقی و جان باقی است

بی تو در گوشه تنهایی
بزم دل باقی و غم ساقی است

 

فریدون مشیری

کتاب : ابر و باد 



برچسب ها: ( اشک خدا) صدف سینه من عمری( فریدون مشیری),کتاب: ابر و باد,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت